<br />
<b>Warning</b>:  file_put_contents(): Only -1 of 11424 bytes written, possibly out of free disk space in <b>/var/customers/webs/loxblog/posts/rss.php</b> on line <b>104</b><br />
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://kelas94.loxblog.com</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com</link>
<description>فعالیتها و تکالیف آموزشی کلاس دوم</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>املای درس 14 و 16 کلاس دوم</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/املای-درس-14-و-16-کلاس-دوم</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/املای-درس-14-و-16-کلاس-دوم</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;متن املای کامل کردنی درس های 14 و 16 کلاس دوم

دبستان شاهد کنگان را ازاینجادریافت نمایید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>المپیاد علمی کلاس دوم دبستان شاهد کنگان اسفند94</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/المپیاد-علمی-کلاس-دوم-دبستان-شاهد-کنگان-اسفند94</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/المپیاد-علمی-کلاس-دوم-دبستان-شاهد-کنگان-اسفند94</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;نمونه سؤال های آزمون المپیاد علمی اسفند کلاس دوم را از اینجا دانلود کنید .]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عکس های جشنواره غذا</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/عکس-های-جشنواره-غذا</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/عکس-های-جشنواره-غذا</guid>

<description><![CDATA[
با تشکّر از اولیاء دانش آموزانی که در انجام این فعّالیّت کمک و همکاری نموده اند .

 برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید .
&nbsp;





]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بزرگداشت 12 بهمن</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/بزرگداشت-12-بهمن</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/بزرگداشت-12-بهمن</guid>

<description><![CDATA[
تصاویر دانش آموزان کلاس دوم در بزرگداشت سالروز ورود رهبر فقید فرزانه امام خمینی (ره)
&nbsp;
با تشکر از والدین محترم دانش آموز علی هلالی که کیک زیبایی را تهیه نموده اند .
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کلام نغز و پرمعنا از بزرگان</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/کلام-نغز-و-پرمعنا-از-بزرگان</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/کلام-نغز-و-پرمعنا-از-بزرگان</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تکلیف پایان هفته کلاس دوم</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/تکلیف-پایان-هفته-کلاس-دوم</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/تکلیف-پایان-هفته-کلاس-دوم</guid>

<description><![CDATA[

تکلیف هفتگی 15 بهمن کلاس دوم دبستان شاهد کنگان را از اینجا دانلود کنید .]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نمونه کارهای دانش آموزان (بازی و شکل سازی با دایره)</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/نمونه-کارهای-دانش-آموزان-بازی-و-شکل-سازی-با-دایره</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/نمونه-کارهای-دانش-آموزان-بازی-و-شکل-سازی-با-دایره</guid>

<description><![CDATA[

تصویرسازی با دایره دانش آموزان کلاس دوم را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید.


]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بازدید  از کارگاه سفالگری</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/بازدید-از-کارگاه-سفالگری</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/بازدید-از-کارگاه-سفالگری</guid>

<description><![CDATA[

دانش آموزان کلاس دوم دبستان شاهد جهت درک بهتر مطالب درس هنرمند از کارگاه سفالگری بازدید نمودند .
&nbsp;گزارش و تصاویر دانش آموزان در ادامه مطلب ارائه گردیده است .
&nbsp; &nbsp; ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دل نوشته ای در باره ی نوع دوستی</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/دل-نوشته-ای-در-باره-ی-نوع-دوستی</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/دل-نوشته-ای-در-باره-ی-نوع-دوستی</guid>

<description><![CDATA[
شب سردی بود &hellip;. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن &hellip;
شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها می&rlm;گذاشت و انعام می&rlm;گرفت &hellip;
پیرزن باخودش فکر می&rlm;کرد چی می&rlm;شد اونم می&rlm;تونست میوه بخره ببره خونه &hellip;
رفت نزدیک تر&hellip; 
بقیّه دل نوشته را در ادامه مطلب بخوانید .
پیرزن باخودش فکر می&rlm;کرد چی می&rlm;شد اونم می&rlm;تونست میوه بخره ببره خونه &hellip;
رفت نزدیک تر&hellip;
چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود &hellip;
با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه&hellip; می&rlm;تونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش &hellip;
هم اسراف نمیشد هم &hellip;. بچه هاش شاد می&rlm;شدن &hellip; برق خوشحالی توی چشماش دوید ..
دیگه سردش نبود!&nbsp; پیرزن رفت جلو، نشست پای جعبه میوه &hellip;.
تا دستش رو برد د
اخل جعبه ، &nbsp;شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت !
پیرزن زود بلند شد&hellip;خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت &hellip;
دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت &hellip;
چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان &hellip; مادر جان !
پیرزن ایستاد &hellip; برگشت و به زن نگاه کرد !
زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه &hellip; موز و پرتغال و انار &hellip;
پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه&hellip;.. مُو مُستَحق نیستُم !
زن گفت : اما من مستحقم مادر من &hellip; مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن &hellip;
اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر !
زن منتظر جواب پیرزن نموند &hellip; میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد &hellip;
پیرز
ن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه می&rlm;کرد &hellip;
قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش &hellip;
دوباره گرمش شده بود ... با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه &hellip;. پیر شی ! خیر بیبینی مادر!
شب سردی بود &hellip;. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن &hellip;
شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها می&rlm;گذاشت و انعام می&rlm;گرفت &hellip;
پیرزن باخودش فکر می&rlm;کرد چی می&rlm;شد اونم می&rlm;تونست میوه بخره ببره خونه &hellip;
رفت نزدیک تر&hellip; چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود &hellip;
با
 خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه&hellip; می&rlm;تونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش &hellip;
هم اسراف نمیشد هم &hellip;. بچه هاش شاد می&rlm;شدن &hellip; برق خوشحالی توی چشماش دوید ..
دیگه سردش نبود!&nbsp; پیرزن رفت جلو، نشست پای جعبه میوه &hellip;.
تا دستش رو برد داخل جعبه ، &nbsp;شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت !
پیرزن زود بلند شد&hellip;خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت &hellip;
دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت &hellip;
چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان &hellip; مادر جان !
پیر
زن ایستاد &hellip; برگشت و به زن نگاه کرد !
زن جوان&nbsp; لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه &hellip; موز و پرتغال و انار &hellip;
پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه&hellip;.. مُو مُستَحق نیستُم !
زن گفت : اما من مستحقم مادر من &hellip; مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن &hellip;
اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر !
زن منتظر جواب پیرزن نموند &hellip; میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد &hellip;
پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه می&rlm;کرد &hellip;
قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش &hellip;
دوباره گرمش شده بود ... با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه &hellip;. پیر شی ! خیر بیبینی مادر!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>5 پیام قرآنی جدید</title>
<link>https://kelas94.loxblog.com/5-پیام-قرآنی-جدید</link>
<guid>https://kelas94.loxblog.com/5-پیام-قرآنی-جدید</guid>

<description><![CDATA[

پیام قرآنی های جدید&nbsp; را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.
    ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 22:59:41 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

